تبلیغات
وبلاگ مستند شهید حاج شیخ جواد قاسم پور - تقدیم به زائران اربعین
نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : حسینی
تاریخ : سه شنبه 4 آبان 1395
نظرات









هدیه به اراوح طیبه شهدا از صدر اسلام تا کنون:

این شعر را چند لحظه پیش 

حاجیه خانم زهرا عصاری(مادر معلم شهید احمد معینی) 

تلفنی برایم خواند

این شعر از سروده های خود ایشان است:

در بیابانی که نامش کربلاست

عقل اندر حیرت از این ماجراست

عقل گفتا زینب مضطر کجاست؟

یار گفتا سرپرست خیمه هاست

عقل گفتا سید سجاد کو؟

یار گفتا بسترش در خیمه هاست

عقل گفتا کیست این طفل صغیر؟

یار گفتا باقر علم ولاست

عقل گفتا آن ولی پور علی؟

یار گفتا هر دو دست از تن جداست

عقل گفتا آن جوان شبه نبی؟

یار گفتا در میان کشته هاست

عقل گفتا قاسم بن مجتبی؟

یار گفتا پیکرش در خون حناست

عقل گفتا اصغر شیرین زبان

یر گفتا حنجرش از کین جداست

عقل گفتا کو حسین بن علی؟

یار گفتا او سرش از تن جداست

عقل گفتا آن حسین یاور نداشت؟

یار گفتا جمله سر بر نیزه هاست

عقل گفتا مادرش زهرا چه گفت؟

یار گفتا ناله اش در نینواست

شاعر: 

حاجیه خانم زهرا عصاری(مادر معلم شهید احمد معینی)

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
مصیبت آن‌جاست که یک فرد هنوز خودسازی نکرده

هنوز بر هوای نفس خود غالب نشده مسئولیت می پذیرد

و در مسئولیت خود خواسته ناخواسته ضرباتی بر انقلاب وارد می کند.


حسینی