تبلیغات
وبلاگ مستند شهید حاج شیخ جواد قاسم پور - یادداشت ها

شارژ ایرانسل

فال حافظ

نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت
 

سه شنبه 21 شهریور 1396

یادداشت ها






نزدیکهای غروب بود که رسیدیم خط اول، آن روز 62/12/10 بود اما بخاطر لو رفتن عملیات،گردان امام جعفر صادق(ع) و دیگر گردان های عملیاتی را کشیدند عقب. 

دو شب ، کمی عقب تر از خط اول جنگ بسر می بردیم.شب 62/12/12 همانجا نماز مغرب و عشاء را خواندیم و راهی خط مقدم نبرد شدیم. 
فرمانده گردان آقای شریعتی اصفهانی، فرمانده گروهان آقای طحانی کاشانی، معاونینش شهید شاهمیرزایی، شهید جندقیان و..... و فرمانده دسته  آقای غلامرضا زاهدی بودند. 
در خط برای حرکت برای عملیات همه بصورت خط واحد صف کشیده بودیم. یک شخص نورانی و خوش اخلاق که لبخندی همراه با اضطراب بر لب داشت قرآن در دستش بود و بچه رزمنده ها از زیر آن با بوسه بر آن می گذشتند.

گاهی آن آقا بخاطر صغر سن بعضی از ماها دست بر سرمان می کشید و می گفت: 

خدا به همراهتون.

او را نشناختم، 

 بعدا" گفتند او حاج حسین خرازی فرمانده لشکر بود. 

همان شب دست خود را در راه خدا داد.

 یادش گرامی  و خاطراتش همیشه پاینده باد


از یادداشت های "سیدعلی جباری"

عکس:
رزمنده جانباز محمد جاویدنیا در کنار مزار پاک شهید حاج حسین خرازی 
فرماندهی که هنوز بعد از ساله ها ذکر خیرش بین رزمنده ها هست
شادی روحش صلوات


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.